نوشته شده توسط : رها
![]() ![]() :: بازدید از این مطلب : 496 نوشته شده توسط : رها
اينك تو آرام و بي دغدغه خفته اي
|
![]() |
وایییییییییییییییییی......بازم اول مهر..........
روزایه مسخره و دردآور مدرسه..................
از همینجا با همه ی اونایی که هنوز محصل تشریف دارن و دنبال کیف و کفش و دفترن همدردی میکنم
آخخخخخخخخخخخخخخی....
***** کتاب اول ابتدایی سال 90*****
الفبا از پ ، و ، ل شروع میشه ،بابا دیگه آب نمیده چون اداره آب و فاضلاب آب رو قطع کرده ،دهقان فداكار پير شده و دنبال چندر غاز مستمری از این اداره میره تو اون اداره، مرغا هورمون خوردن وخروس شدن، خروسا مامانی شدن برای مرغا عشوه میان و ناز میکنن، سن ازدواج مرغا بالا رفته دیگه تخم نمی کنند،چوپان دروغگو عزيز شده و کلی طرفدار داره، شنگول و منگول بزرگ شدن و گرگ شدن. مامانشونم دو سه روزیه رفته تایلند گیساشو ببافه، دارا و سارا رفتن فرانسه کبابی باز کردن، كوكب خانم رفته یه ماکروفر سامسونگ خریده و دیگه حوصله مهمونداری رو نداره و جواب تلفن رو هم نمیده، كبري موهاشو مش کرده و تصميم گرفته دماغشو عمل كنه، روباه و كلاغ دستشون تو يه كاسست، حسنك گوسفنداشو فروخته و پیکان خریده مسافرکشی میکنه، آرش كمانگير معتاد شده و دیگه سنگ هم نمی تونه پرت کنه، شيرين، خسرو و فرهاد رو پيچونده و با دوست پسرش رفته اسکی، رستم و اسفنديار اسباشونو فروختن و موتور خریدن ميرن كيف قاپي،پتروس از بس با دوست دختراش چت کرده انگشت درد گرفته و دیگه نمی تونه انگشتشو بکنه تو سوراخ سد، خانواده آقای هاشمی دیگه بنزین ندارن برن مسافرت در ضمن دل خوشی هم از راه و سفر ندارن چون آخرین باری که تو راه گوشت کبابی خریدن چوپان دروغگو گوشت خر بهشون فروخته ...........................
لورا پس از دوماه، نامه اي از نامزد مكزيكي خود دريافت مي كند به اين مضمون:
لوراي عزيز، متأسفانه ديگر نمي توانم به اين رابطه از راه دور ادامه بدهم و بايد بگويم كه دراين
مدت ده بار به توخيانت كرده ام !!! ومي دانم كه نه تو و نه من شايسته اين وضع نيستيم. من را
ببخش و عكسي كه به تو داده بودم برايم پس بفرست
باعشق : روبرت
دخترجوان رنجيده خاطرازرفتارمرد، ازهمه همكاران ودوستانش مي خواهدكه عكسي ازنامزد،
برادر، پسرعمو، پسردايي ... خودشان به اوقرض بدهند وهمه آن عكس ها راكه كلي بودند
باعكس روبرت، نامزد بي وفايش، دريك پاكت گذاشته وهمراه با يادداشتي برايش پست مي
كند، به اين مضمون:
روبرت عزيز، مراببخش، اما هر چه فكر كردم قيافه تو را به ياد نياوردم، لطفاً عكس خودت راازميان
عكسهاي توي پاكت جداكن وبقيه رابه من برگردان.....
******************************
واقعاً اینطوریه؟؟؟؟؟؟
نه....
نیست
توی زندگی فهمیدم که..............!!!!
فهمیدهام که باز کردن پاکت شیر از طرفی که نوشته “از این قسمت باز کنید” سختتر از طرف دیگر است. (۵۴ ساله)
فهمیدهام که هیچ وقت نباید وقتی دستت تو جیبته روی یخ راه بری. (۲۸ ساله)
فهمیدهام که نباید بگذاری حتی یک روز هم بگذرد بدون آنکه به زنت بگویی “دوستت دارم”. (۶۱ ساله)
فهمیدهام که اگر عاشق انجام کاری باشم، آن را به نحو احسن انجام میدهم. (۴۸ ساله)
فهمیدهام که وقتی گرسنهام نباید به سوپرمارکت بروم. (۳۸ ساله)
فهمیدهام که میشود دو نفر دقیقا به یک چیز نگاه کنند ولی دو چیز کاملا متفاوت ببینند. (۲۰ ساله)
فهمیدهام که وقتی مامانم میگه “حالا باشه تا بعد” این یعنی “نه”. (۷ ساله)
فهمیدهام که من نمیتونم سراغ گردگیری میزی که آلبوم عکسها روی آن است بروم و مشغول تماشای عکسها
نشوم. (۴۲ ساله)
فهمیدهام که بیشتر چیزهای که باعث نگرانی من میشوند، هرگز اتفاق نمیافتند. (۶۴ ساله)
فهمیدهام که وقتی مامان و بابا سر هم دیگه داد میزنند، من میترسم. (۵ ساله)
فهمیدهام که اغلب مردم با چنان عجله و شتابی به سوی داشتن یک “زندگی خوب” حرکت میکنند که از کنار آن رد
میشوند. (۷۲ ساله)
فهمیدهام که وقتی من خیلی عجله داشته باشم، نفر جلوی من اصلا عجله ندارد. (۲۹ ساله)
فهمیدهام که بیشترین زمانی که به مرخصی احتیاج دارم زمانی است که از تعطیلات برگشتهام. (۳۸ ساله)
فهمیدهام که در زندگی یک زلزله هفت ریشتری تمام مشکلات دیگر زندگی آدم را کم اهمیت میکند. (۲۸ ساله)
فهمیدهام که بیشترین حس خوشبختی را زمانی احساس کردهام که، کسی را که قبلا به شدت آزارم میداد،
بخشیدم. (۳۲ ساله)
راستی شما چی از زندگی فهمیدهاید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا خدا مردها را آفريد؟
1. هدف خاصي نبود
2. گِل اضافه مونده بود
3. نسخه آزمايشي بود
4. اصلا کار خدا نبود
چرا خدا مردها را از روي زمين برنمي دارد؟
1.از نظر خدا مردها وجود خارجي ندارند
2.مگه ما روي زمين مرد هم داريم
3.وجود اينگونه از درندگان براي موازنه جمعيت روي زمين ضروري به نظر ميرسد
4.حالا چه عجله ايه؟
اگه خدا مردها را نمي آفريد چي مي آفريد؟
1.چيز خاصي نمي آفريد
2.پيراشکي
3.خروس دريايي
4.فضاي خالي
اگر جمعيت مردها منقرض شود چه مي شود؟
1.مگه قراره اتفاقي بيافته
2.خارشتر کوير لوت که آفت نداره
3.اکوسيستم به شرايط بدون انگل برمي گردد
4.يه هيولا کمتر دنيا قشنگتر
چه وقت مردها عاشق مي شوند؟
1.چه وقت مردها عاشق نمي شوند!
2.هر وقت مامانشون بگه
3.چون يکدفعه مي شوند خودشان هم نمي دانند که کي مي شوند
4.يک روز از همين روزا !
مردها چه وقت عشق قبلي خود را فراموش مي کنند؟
1.در همون وقتي که عشق جديد خود را کشف مي کنند
2.جديد و قديم نداره فقط بازيگر نقش زن عوض ميشه .(قانون 4 نيوتن)
3.بستگي تام و تمام به ميزان تستر.... دارد.
4.رابطه مستقيم با نظر مادر بزرگ کودک فهيم دارد.
مردها در مقوله ايجاد يک رابطه عشقي جديد در حکم چه چيزي هستند؟
1.فنر با ثابت بالا
2.پارچه استرچ
3.يک نوع ماده الاستيک با ساختار ناشناخته
4.کش تيرو کمان
مردها معمولا هر چند مدت يکبار عاشق مي شوند؟
1.هر شب
2.هر وقت که خدا بخواد
3.هر وقت تستر..... بگه
4.سيکل خاصي ندارند
مردها وقتي تصميم به ازدواج مي گيرند چه کار مي کنن؟
1.اون موقع نمي تونن کار خاصي بکنن!
2.تمام تلاششون رو مي کنن که بتونن 1 کاري بکنن!
3.به مامانشون مي گن که 1 کاري بکنه چون ديگه وقتشه که اونا رسما خيلي کارا بکنن!
4.مي رن کلاس آمادگي جسماني!!
وقتي مردها تصميم مي گيرن ازدواج کنن چي مي گن؟
1.چيزي نمي گن چون وقت عمله
2.وقت نمي کنن چيزي بگن
3.اولش چيزي برا گفتن ندارن ولي بعد که خرشون از پل گذشت نطقشون باز ميشه
4.در اين برهه از تاريخ طبيعي هيچ کس نمي فهمه که اونا چي مي گن
مردها چطور زن زندگي شون رو مي گيرن؟
1.با دست
2.با تور
3.با چنگول
4.با زبون
معيار مردها براي انتخاب همسر چيه؟
1.هر که پيش آمد خوش آمد
2.به روش جستجوي ترتيبي در ليست سياه
3.ده بيست سي چهل
4. به قول مادر بزرگ پسر، دختر مثل پارچه مي مونه هر روز 1 مدل بهترش مياد، واميستن بهترش بياد
خیلی قشنگ بود مگه نه رها؟؟؟؟؟؟؟؟
متن دلخواه شما
|
|